على محمدى
340
شرح اصول استنباط ( فارسى )
به بيان ديگر : عقاب اخروى دائرمدار قبح فعلى است يعنى اينكه عمل قبيح و ناپسندى همراه با نيت پليد انجام شده باشد عقاب مىآورد « صغرى » و تجرّى بلااشكال داراى قبح فعلى نيست زيرا كه فلان عمل متجزى به واقعا قبيح نبوده و مبغوضيت نداشته آرى قبح فاعلى دارد يعنى كاشف از خبث باطن و سوء سريرهء شخص است و خلاصه اينكه فاعل ، فاعل قبيحى است نه فعل « كبرى » پس تجرّى عقابآور نيست . علاوه براينكه اگر تجرى مستقلا موجب عقوبت باشد لازم مىآيد كسى كه عمدا واجب واقعى را ترك يا حرام واقعى را مرتكب شد دو عقاب داشته باشد يكى براى ارتكاب معصيت واقعيه كه مستقلا عقاب دارد و ديگرى براى ارتكاب معصيت اعتقاديه و حال آنكه احدى بدان ملتزم نيست پس معلوم مىشود تجرى موجب عقاب نيست . ( البته نظريه سومى هم هست كه عقيدهء صاحب فصول باشد كه مرحوم شيخ انصارى در رسائل عنوان كرده و چون مصنف آن را طرح نكرده ما هم وارد نمىشويم ) . عقيدهء مصنف : ايشان قول مشهور را ترجيح داده و مىفرمايند : تجرى موجب عقاب است بدليل بناء عقلاء عالم . بيان ذلك : اگر ما به عقلاء عالم و به وجدان خود كه از عقلاء هستيم مراجعه كنيم خواهيم يافت كه عبد متجرى را مستحق ملامت و سرزنش مىدانند و هركس كه از باطن پليد او آگاه شود او را به باد انتقاد مىگيرد و اگر احيانا در خارج مشاهده كنند كه مولائى عبد خويش را به چوب و فلك بسته و مشغول كتككارى است عمل مولى را بجا و پسنديده دانسته و او را ملامت نمىكنند پس بناء قطعى عقلاء ثابت است « صغرى » و كبراى كلى هم اينست كه كلّما حكم به العقل حكم به الشرع بدين